X
تبلیغات
نماشا
رایتل

وبلاگی در مورد برنامه‌های کانون‌های فرهنگی و تربیتی

درباره من
کانون های فرهنگی و تربیتی استان اردبیل

در صورت داشتن نظر، پیشنهاد و انتقاد به رایانامه(ایمیل) اینجانب sdoa@chmail.ir اعلام فرمایید. قبلاً از دقت نظر شما کمال تشکر را دارم. بهزاد ناقل

نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
85280

برای حضرت صاحب

.: Behzad Naghel ( 4 اسفند 1388 , 09:54 )

ای مهربان، بگذار تا در میان ستاره های شب وتنهایی شب با تو سخنی داشته باشم،

بگذار تا از درد جدائیت که با غیبتت همه تکیه گاه مظلومان از بین رفته بنالم. پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت ولی می دانم که با حضورت در میان مردم هر قطره آب معنی یک دریا را می دهد و حتی گیاهانی که با نبودنت اجازه زیبا شدن نداشتند ولی با تو گلستان می شوند؛ اما افسوس که بوی غیبتت به مشام تنهای ام می رسد!

ای آقای من؛ شنیده ام که با نماز خواندن شماست که خورشید می گیرد و با هر نفس شماست که روشن تر می شود! آخر از حریم کدامین بهاری که عاشقانت با شنیدن نامت به قامت سبزت می ایستند و قلبهایشان را به سوی شما روانه می سازند.

من می دانم که دل شما مانند دریا پاک است، پس چرا ای سرور امت، ظهورت را تجلی نمی کنی؟ طوفان های دریا برای شما حباب است؛ پس آخر چرا ما را در این سرزمین آفتاب، چشم انتظار گذاشته اید؟ روییدن خورشید از خاک، معنای وجود تو را می دهد و بهار را در نام شما می جویم.

عزیز دلم! چه شبها و روزها که نام تو بر زبان جاری ساختم و با یادت همیشه دلم آهنگ انتظار می توازد و با پای برهنه در جاده های انتظار قدم بر می دارم.

گلدسته های مسجد جمکران در خیال رسیدن نام زیبایت به گوششان در اوج آسمان دعا می خوانند و گنبد جمکران در زیر آسمان غم آلود دلهای عاشقان چشم انتظار، کبوتر تو می باشد! عاشقانی که به مسجد جمکران می آیند، سر بر دیوار جمکران می گذارند و با چشمانی اشکبار تو را یاد می کنند و با دل سوخته شان شما را صدا می زنند. خوب می دانم که مرا نیازی به گفتن این حرفهای غمگین نیست، چرا که شما در چشمهایتان روشنایی است که اینها را می بینید. ای منتهای مهربانی! هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانیه ها را به خاطر دیدنت می شمارند؛ چرا که همه هفته به امید جمعه می مانیم و هنگامی که جمعه فرا می رسد زمین و زمان بوی تو را می دهد، اما غروب جمعهه دلم می شکند و هنگامی که جمعه می رود دلم می گیرد، چرا که روزی که وعده داده ای که خواهم آمد بدون تو سپری شد!

ای محبوب دلها!

تمام هستی ام را در خاک قدمت می کنم تا شاید نظری به جاده دلم بیندازی، چرا که تو آ،تاب یقینی، که امید فردا هستی، تو بهار رویایی که مانند طراوت گل سرخ می مانی و نرم و سبز و لطیفی، تو معنی کلمات آسمانی هستی که دستهایش برای آمدنت به زمین دعا می کند.

ای تجسم مهربانی!

غیرت آفتاب و جلوه زیبایی ماه تو را توصیف می کنند و نفس آب تو را معنی می کند و نبض خورشید تو را وصف می کند. خوب می دانم که تو می آیی؛ آری تو می آیی همانطور که وعده کرده ای و آنگاه است که کلمه انتظار را از لغتنامه ها پاک خواهیم کرد.

منبع: ماهنامه نسیم کانون الزهرا گرمی

4 اسفند 1388 , چاپ

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد